أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
162
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
همه خردمندتر داشت ، گرفتند و به ابو العباس ( سفاح ) دادند . محمد بن على بن عبد اللّه [ بن عباس ] هنگامى كه خواست داعيان خويش به شهرها فرستد ، به آنان چنين گفت : كوفه و اطراف آن شيعهء على و آل علىاند . بصره و اطراف آن عثمانىاند و معتقد به خوددارى ، مىگويند تو آن بندهء مقتول مىباش و بندهء قاتل مباش . مردم جزيره « 1 » حرورى مذهباند و خارجى و عربهايىاند چونان كافران عجم و مسلمانانىاند با خلق و خوى نصارى * 211 . مردم شام ، جز آل ابو سفيان و طاعت فرزندان مروان چيزى ندانند و دشمنيى ريشهدار و نادانيى بسيار دارند . و بر مكه و مدينه ابو بكر و عمر چيرهاند . اكنون بر شما باد روى آوردن به مردم خراسان . زيرا در خراسان شمارهء بسيار و چالاكى نمودار و سينههاى سالم و دلهاى آسوده هست ، كه خواستهاى گوناگون آنها را از هم جدا نكرده است و تباهيگيرى پراكندهشان نساخته است . مردم خراسان سپاهى كاملند ، داراى كالبد و پيكر و شانه و دوش و سر و ريش و بروت ، با فريادهايى هولانگيز و واژههايى پر طنين و پيكرهايى ستبر . پس از اين همه ، من روى آوردن به مشرق ( خراسان ) و طلوعگاه چراغ جهان و مشعل خلقها را به فال نيك همى گيرم . قحطبة بن شبيب گويد : محمد بن على بن عبد اللّه [ بن عباس ] گفت : خداى ، عز و جل ، جز اين نمىخواهد كه پيروان ما مردم خراسان باشند . آنان ما را
--> ( 1 ) - مقصود از جزيره ، بين النهرين علياست ، كه آبهاى دجله و فرات عليا جلگههاى آنجا را در بر مىگرفت . اين سرزمين را به سه قسمت تقسيم مىكردند و هر يك را ديار مىگفتند ( ديار جمع دار است و به معناى مسكن و محل ) اين ديار عبارت بود از : 1 - ديار ربيعه كه موصل در ساحل دجله بزرگترين شهر آن بود . 2 - ديار مضر كه رقه در ساحل فرات مركز آن بود . 3 - ديار بكر كه آمد در ساحل دجلهء عليا بزرگترين شهر آن بود . شهرى را كه در زمان ساسانيان در محل موصل كنونى واقع بود « بوذ اردشير » مىناميدند . رك : تعليقات فارس . نيز : لسترنج ، ص 93 - 94 .